مک کلند علاقه مند به رشد انگیزه پیشرفت و پیامدهای اجتماعی آن بود. او در اصل به علت علایق نظری به موضوع شخصیت و ساز و کارهای فرافکن، کار خود را در زمینه نیاز به پیشرفت آغاز کرد. مک کلند در این زمینه چندین فرضیه بیان می­کند:

* افراد از لحاظ درجه­ای که پیشرفت را تجربه­ای رضایت بخش تلقی می­کند با هم تفاوت دارند.

* افرادی که نیازمند به پیشرفت زیاد هستند، موقعیت­های زیر را ترجیح می­دهند و در آن­ها سخت­تر به کار می­پردازند تا افرادی که نیاز به پیشرفت کمی دارند.

* موقعیت­های مشتمل بر مخاطره متوسط: در مواردی که مخاطره اندک باشد احساسات مربوط به پیشرفت در حداقل خواهد بود و در مواردی که مخاطره بسیار باشد احتمالاً پیشرفت حاصل نخواهد شد. بنابراین آن­ها بیشتر موقعیت­های مخاطره­آمیز متوسط را ترجیح می­دهند.

* موقعیت­هایی که در آن آگاهی از نتایج فراهم می­شود: شخصی که دارای انگیزه پیشرفت زیاد است مایل است بداند آیا به حصول پیشرفت­ نائل آمده است یا نه.

* موقعیت­هایی که در آن مسئولیت فردی فراهم می­شود: شخصی که گرایش به پیشرفت دارد
می­خواهد مطمئن گردد غیر از برای پیشرفتش امتیاز نگیرد (مک کلند و همکاران، 1958، به نقل از مور، 2010).

از آن جا که این سه نوع موقعیت در نقش کارآفرینی یافت می­شود، افرادی که نیاز بسیار برای پیشرفت دارد به نقش بازرگانان کارآفرین به عنوان حرفه­ای مادام العمر جلب می­شود. مک کلند هم چنین علاقه مند به پژوهش در موردچگونگی پیدایش انگیزه بود ولی اعتقاد داشت که پیدایش انگیزه پیشرفت در افراد به شیوه­های تربیتی والدین برای تربیت فرزندانشان به کار می­برند بستگی دارد (خداپناهی، 1389).

مک کلند با بررسی بحث­های سنتی که تلاش می­کردند پیدایش و سقوط تمدن­ها و الگوهای رشد تمدن­ها و الگوهای رشد اقتصادی را توضیح دهد به این نتیجه رسید که سازه­ای روانی که همان انگیزش اجتماعی کلی مردم جامعه می­باشدکمتر از سهم شایسته­ی خود مورد توجه قرار گرفته است.

به عقیده­ی او تفاوت در سطح انگیزه برای پیشرفت تا حد زیادی مسئول الگوهای رشد و سقوط اقتصادی بوده است. وی در مجموعه مطالعه منحصر به فردی برای اثبات پیشنهاد خود تلاش کرد برای نمونه در یکی از پژوهش­های اولیه به بررسی تمدن باستانی یونانی­های آتن می­پردازد. به طور کلی چنین فرض می­شد، که پیشرفت آتن ناشی از توسعه اقتصادی بوده است. نیاز به پیشرفت آرزو و تمایل افراد برای دسترسی به اهداف و نشان دادن شایستگی، تسلط و اقتدار آن­ها را منعکس می­کند. افرادی که نیاز به پیشرفت در آن­ها بالاست، تمام تلاش­هایشان را جهت تسریع انجام کار و انجام تمام و کمال آن­ها مصروف می­دارد. نیاز برای پیوستگی معادل نیاز به عشق و تعلق مازلو است. این نیاز تمایل به تعامل اجتماعی عشق و عاطفه را توصیف می­کند نیاز به قدرت منعکس کننده قدرت کنترل شخص بر کار خود و دیگران است (شهرآرای، 1386). مک کلند بیش از هر محققی به بررسی انگیزه پیشرفت پرداخته است روش­ تحقیق وی در این زمینه به کارگیری آزمون اندریافت موضوع (تی. ای.تی. مورای) بوده است به نظر او انگیزه پیشرفت وقتی در کار است که شخص در فعالیت­های خود معیار ممتازی را الگو قرار دهد و یا در پی موفقیت باشد(باقری، 1384).