اتکینسون رفتار پیشرفت گرا را حاصل جمع دو مولفه عمده یکی امید به موفقیت و دیگری ترس از شکست می­داند و در تبیین و توضیح اجزاء این دو عامل از علائم و روابط ریاضی استفاده می­کند. به طور اساسی تئوری انگیزش پیشرفت اتکینسون را می­توان با فرمول زیر خلاصه کرد.

ایجاد تمایل به پیشرفت = (MS[1]+PS+is) + (maf+pf[2]+if)

که در این فرمول :

MS : تمایل به موفقیت که معمولاً به وسیله آزمون تی . ای. تی سنجیده می­شود.

Maf : تمایل به دوری کردن یا احتراز از شکست به وسیله آزمون (T.AQ) سنجیده می­شود.

Ps : احتمال ذهنی موفقیت که براساس مقیاس درجه بندی شده از صفر تا یک تعیین می­گردد.

Pf : احتمال ذهنی شکست if = (1-PS)

Is : ارزش انگیزش (قدرت جاذبه) موفقیت که در این جا فرض شده است که :

Is = (1-ps)

IF : ارزش انگیزش شکست (1-Pf)

اگرچه اصول این تئوری در فرمول­های بالا مستقر است ولی بعضی از فرضیه­ها و مشخصات آن را باید بیشتر مورد مطالعه قرار داد.

اولاً باید توجه داشت که این تئوری بیشتر در مورد شرایط مربوط به پیشرفت صادق است. مثلا شرایطی موردنظر است که در آن شخص نه تنها خود را مسئول نتیجه نامطمئن اعمال خود می­داند بلکه می­داند که نتیجه کار او با معیارهای بهتر و عالی­­تری مقایسه و سنجیده می­شود.

ثانیاً به نظر می­رسد که در چنین شرایط پیشرفت، دو تمایل متضاد بالقوه تحریک می­شوند. یکی کشش به طرف موفقیت و دیگری میل به فرار از شکست. به علاوه باید توجه داشت که این انگیزه­های متضاد قسمتی از خصوصیات ثابت و مداوم هر شخص است و قدرت نسبی این دو انگیزه در افراد متفاوت است لذا در این نظریه تفاوت­های فردی بیشتری در نظر گرفته شده است.

بالاخره باید متذکر شد که این تئوری برخلاف بیشتر تئوری­هایی که در مورد انگیزش است این را در نظر گرفته است که ارزش انگیزش یا قدرت جاذبه موفقیت یا شکست (is, if) مستقیماً به عامل ذهنی انتظار موفقیت و شکست (ps)، Pf بستگی دارد به این معنی که: ارزش انگیزش (قدرت جاذبه) موفقیت و شکست تابع خطی احتمال موفقیت و شکست است.

امید به موفقیت : گرایش امید به موفقیت در نتیجه سه عامل به دست می­آید:

* انگیزه موفقیت یا نیاز به پیشرفت که بیان گر کوشش نسبتاً پایدار در جهت موفقیت است. اتکینسون انگیزه موفقیت را توانایی کسب غرور در بازدهی حاصله تعریف می­کند به این معنا که انگیزه موفقیت یک حالت هیجانی است.

* ارزش تشویقی موفقیت عامل بعدی که اتکینسون به کار می­برد. وی معتقد است که ارزش تشویقی موفقیت با احتمال موفقیت رابطه معکوس دارد.

* میزان احتمال موفقیت در تکلیف احتمال موفقیت یک هدف شناختی مربوط به انتظار است. بدین معنی که آیا آن عمل ابزاری است که شما را به آن هدایت خواهد کرد یا نه (خداپناهی، 1389).

این سه عامل تعیین کننده امید به موفقیت به صورت حاصل ضرب در این فرمول ترکیب می­شوند.

TS = MS × IS × PS

[3]TS : عامل تعیین کننده گرایش به موفقیت

[4]MS : نیرومندی انگیزه

PS[5] : احتمال ذهنی موفقیت

IS[6] : ارزش تشویقی

هرگاه تکلیف دشواری متوسطی داشته باشد TS برای فرد بیشترین نیرومندی را دارد. هرگاه تکلیف تدریجا آسان شود TS کاهش یابد، زیرا فرد ارزش تشویقی موفقیت را از دست می­دهد و هنگامی که تکلیفی تدریجاً دشوارتر می­شود TS کاهش می­یابد زیرا که PS کاهش می­یابد و هم چنین زمانی که احتمال موفقیت ثابت نگه داشته باشد TS برای اشخاص با انگیزه پیشرفت (MS) نیرومندتر، بیشتر خواهد شد تا اشخاصی که انگیزه پیشرفت ضعیفی دارند (ریو، 1389).

ترس از شکست: اتکینسون (1957- 1964) فرض کرد رفتارهای پیشرفت نه تنها گرایش نزدیک شدن به موفقیت بلکه توسط گرایش به دور کردن از شکست نیز هدایت می­شوند. گرایش به دوری از شکست، شخص را برای دفاع در برابر از دست دادن عزت نفس، احترام اجتماعی و دفاع در برابر تنبیه اجتماعی و سرافکندگی برمی­انگیزد.

گرایش به دوری از شکست که مخفف آن Taf است با فرمولی محاسبه می­شود که برابر با فرمول TS است.

Taf[7] = Maf × Pf × Tf

ترس از شکست دارای سه مولفه عمده «انگیزه اجتناب از شکست»، «احتمال شکست» و «ارزش مشوقی شکست» می­باشد. انگیزه اجتناب از شکست در فرمول فوق نقشی هم پای با انگیزه موفقیت، در امید به موفقیت را ایفا می­کند. انگیزه اجتناب از شکست ظرفیتی، برای به تجزیه درآوردن شرم سازی حاصل از عدم دست یابی به یک هدف (شکست) است (گورمن، 1389).

ترس از شکست، اضطرابی را توصیف می­کند که در رابطه با احساس شکست به وجود می­آید نه در رابطه با شکست واقعی. فرضیه اتکینسون این است که در این ویژگی (اضطراب ترس از شکست) تفاوت­های فردی وجود دارد و عده­ای از افراد بیشتر از دیگران واجد چنین اضطرابی هستند. وی پیشنهاد می­کند ترس از شکست با دیگر ویژگی­های فرد و با موقعیت خاص وی ترکیب می­شود و به شرح زیر رفتار موفقیت­آمیز را تحت تاثیر قرار می­دهد.

* افرادی که در متغیر ترس از شکست در سطح بالایی قرار دارند عموماً مایلند که از امور موفقیت­آمیز پرهیز کنند.

* این افراد معمولا تکالیفی با درجه دشواری متوسط را برمی­گزینند. اتکینسون برای این امر دو دلیل را ذکر می­کند.

الف: اگر به انجام کار بسیار دشوار بپردازد، هیچ کس آن­ها را به خاطر شکست سرزنش و نکوهش نمی­کند زیرا آنان از شکست واقعی روی گردان نیستند و بلکه از احساس شکست گریزان­اند.

ب: اگر به انجام وظیفه­ای بسیار سهل و آسان بپردازند احتمال این که دچار شکست گردند وجود ندارند.

ویژگی­های افرادی که واجد ترس از شکست هستند:

* موقعیت­هایی که دقیقاً در آن ارزشیابی خواهد شد پرهیز می­کنند.

* ترجیح می­دهند خود را با گروه­هایی مقایسه کنند که با خودشان تفاوت فاحش دارند.

* حریم خصوصی خودشان را ترجیح می­دهند.

* سنجش مهم و غیردقیق از عملکرد را ترجیح می­دهند.

* از مسئولیت گریزان­اند.

* هنگامی که از عهده یک سطح از عملکرد برنیایند دیگران را سرزنش می­کنند.